این تجزیه سازی و جزءبینی جهان را به شکل مجموعه ای از رویدادها و قطعات مجزا از هم درآورد و با محیط به گونه ای رفتار شد که گویی متشکل از بخش های جدا از همی است که باید توسط گروههای مختلف و در گرایشهای متفاوتی مورد بهره برداری قرارگیرند.به این ترتیب تفکیک کارتزین و دیدگاه مکانیکی نیوتون هم سودمند و هم زیانبار بودند.سودمند از این جهت که تنها طریق رسیدن به پیشرفت کنونی در فیزیک و تکنولوژی امروزی بودند و زیانبار از جهت دور ماندن افکار از کل گرایی.
نکته شگفت آور و زیبا این است که علم امروز با نشات از دیدگاه نیوتونی و تفکیک دکارتی به نتایجی دست یافته است که دوباره دیدگاه کل نگری و نظریه وحدت وجود را که همان نظریه عرفا و فلاسفه کهن است ابقاء می کند.برخلاف جهان بینی غربی در جهان بینی شرقی همیشه دیدگاه کل نگری و اعتقاد به وحدت˛ وجود داشته است.از نظر عرفای شرقی هرچیز محسوس و قابل درک که در پیرامون ما وجود دارد در ارتباط با تک تک اجزای محیط قرار دارد.در حقیقت اجزا و انواع گوناگون این طبیعت ظواهر متفاوتی از تجلی یک حقیقت غایی اند و تنها نقاب آنها متفاوت است و در پس این نقاب حقیقت یکسانی نمایان است.
هر آنکس را که اندر دل شکی نیست
یقین داند که هستی جز یکی نیست
جناب حضرت حق را دویی نیست
درآن حضرت من و ما و تویی نیست
من و ما و تو و او هست یک چیز
که در وحدت نباشد هیچ تمییز
((شیخ محمود شبستری))
در تمامی مکاتب عرفانی شرق(ایران-هند-چین...)بر وحدت وجود عالم کبیر تکیه شده است و گرچه درجزئیات این مکاتب اختلافهای زیادی به چشم می خورد اما همه آنها اعتقاد اساسی به وحدت وجودی عالم و ارتباط چند جانبه ی همه ی اجزای آن دارند.
((در آن زمان که فکر مغشوش است˛چند گانگی در طبیعت پدید می آید . آن زمان که این اغتشاش از بین می رود و فکر آرام می شود وحدت حاکم می شود))
((آشواگوشا از کتاب بیداری و وجدان))
براین اساس در مکاتب شرقی جداسازی جهان به اجزای منفصل و غیر مرتبط درست نیست.عرفان شرقی تمام اجزای طبیعت را پویا و پیوسته در نظر می گیرد و تجزیه ی کامل آنها را از محیط پیرامون امکان پذیر نمی داند.بنابراین پویایی و پیوستگی از خصیصه های اساسی جهان شرقی به شمار می آیند.در نتیجه عالم هستی به شکل حقیقتی پیوسته و زنده و روحانی (ودرعین حال مادی)نگریسته می شودکه حرکتی ابدی دارد و مرگ در آن نیست.از آنجا که حرکت از صفات ذاتی ماده است و جهان نیز حرکتی ابدی دارد بنابراین نیروی مسبب حرکت دورن خود ماده نیز وجود دارد .در نتیجه تصور عرفان شرقی از خدا آن فرمانروایی که ماشین بی اراده ی جهان را از عرش هدایت می کند نیست˛بلکه مدیری است که نظارت درونی بر اجزای عالم دارد.
آنها که طلبکار خدایید˛ خدایید
بیرون زشما نیست شمایید شمایید
چیزی که نکردید گم از بهر چه جوئید
وندر طلب گم نشده بهر چرائید
در خانه نشینید و مگردید به هر سوی
زیرا که شما خانه و هم خانه خدایید
اسمید و حروفید و کتابید و کلامید
جبرئیل امینید و سماوات علائید
((دیوان شمس))
ادامه دارد...
منبع:همون قبلی دیگه!