تبليغاتX
► فیزیک دانشگاه علم و صنعت ایران√ ◄

 

صفحه اصلی

ايميل ما

آرشيو مطالب

طراح قالب

 
  کاربر مهمان، خوش آمديد! 

منوی اصلی
لينکهاي سريع
 

ساعت
  
 

آرشیو ماهانه
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
 
لينک دوستان

حرفه ای ترین قالب هاي وبلاگ
دانشگاه علم و صنعت ایران;
شبکه فیزیک هوپا;
تازه های فیزیک و نجوم;
ΞΞΞفیزیک کوانتومΞΞΞ.::.™;
.::.گلواژه.::.;
داستان های طنز و سرگرمی;
حرفه؛ فوتباليست;
ناگفته های جنگ;
وب دانشجویان اسکو;
.::.میعان.::.;
فیزیک پبام نور حسن آباد;
POLARIS;
فیزیک و ستاره شناسی;
قلب شیشه ای;
شیمی دانشگاه آزاد لاهیجان;
.::.فیزیک سرا.::.;
:::فیزیک بدون فرمول:::;
انجمن شیمی دانشگاه پارس;
انجمن فیزیک توحید لاهیجان;
و مرا خدایی است...;
مکانیک ، هوافضا ، اختر فیزیک;
دانشجویان IT صنعتی شاهرود;
دانشجویان 78 ای داروسازی اهواز;
مدیریت فناوری نانو;
بانک مقالات علمی;
.::.کلبه دانشجویان.::.;
بزرگترین وبلاگ فیزیک ایران;
دانشجویان کامپیوتر پیام نور تبریز;
چند تا دانشجو نما;
زیست شناسی دانشگاه شیراز;
معماری خلق فضا;
وبلاگ كميكال;
.:.: فیزیک برای زندگی :.:.;
...:::..دانلود..:::...;
فیزیک دانشگاه مالک اشتر ;
سایت نیازمندیها;
مهندسی صنایع اهواز;
وبلاگ تخصصی مکانیک;
پایگاه مهندسی فناوری اطلاعات;
فیزیک برای همه;
علم نجوم;
فیزیک;
گروه فیزیک دانشگاه علوم تحقیقات;
انجمن نجوم و هوافضای آسمانز;
فید دانشجو;
hse;
وبسايت علوم پايه پيام نور مشهد;
خبرنامه علمی;
فیزیک خواجه نصیر;
دفتر فرهنگي دانشكده مواد علم وصنعت;
وبلاگ تخصصي صنايع شيميايي ;
علمی کتاب مجله مقاله;
فیزیک پزشکی;
اتاینا فیزیک;
هر کجا هستم باشم...;
بزرگترین وبلاگ جهان;
طبیعت زنده;


لوگوی دوستان

► فیزیک دانشگاه علم و صنعت ایران√ ◄

 

آمار بازدید

»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin


تبلیغات





عرفان شرقی

مطلع الشمس آ اگر اسکندری

بعد ازآن هر جا روی نیکوفری

بعد از آن هر جا روی مشرق شود

غربها بر مشرقت عاشق شود

"مولوی"

فیزیک معاصر ما را به نوعی جهان بینی رهنمون می کند که نقطه آغازش به عرفان شرقی باز می گردد.مسیر پر پیچ و خم تکامل غربی از فلسفه های یونان باستان آغاز گشت و با پیشرفت هیجان انگیز خود روز به روز از منشا فلسفی اش دورتر شد.اما این مسیر در عصر حاضر به گستره ای هدایت شده که همخوانی روشنی با عرفان شرقی دارد.

بر اساس مطالب گذشته ریشه های علم کنونی را می توان در فلسفه یونان قرن ششم پیش از میلاد هنگامی که بین علم  فلسفه و دین افتراقی وجود نداشت˛یافت.

حکما و علما در آن دوره معتقد به زنده بودن همه مواد بودند.آناکسیمندروس((Anaximandrosکه گویند یکی از شاگردان تالس بود ماهیت موجودات را بی پایان و بی آغاز و جاوید می دانست.وی معتقد بود  که ظهور و تولد حیات هنگامی روی می دهد که اضداد از یکدیگر دور بمانند و هنگامی که با هم جمع شوند مرگ پدید می آید.

از جمله علمای دیگر یونان باستان می توان از هراکلیتوس نام برد.وی ماهیت اصلی این جهان را بر مبنای پویایی و تغییرات مداوم می دانست.او ایستایی را تصوری موهوم می پنداشت و معتقد بود که جهان از اضداد به وجود آمده است و هر چیز ضد خود را در بردارد (تاریکی –روشنایی˛ سردی- گرمی و...)هراکلیتوس هر زوج متضاد را به عنوان یک واحد می نگریست و تمام دگر گونی های جهان را در اثر بر همکنش و فعل و انفعالات  دوره ای اضداد می دانست . این اصول به فلسفه مکاتب باستانی ایران˛ هند˛ چین و ... بسیار نزدیک است.

با ظهور مکتب "الیا"(Elea) که عالم را از دو عنصر "ذات خدایی" و" ماده" که منفعل بود در نظر می گرفت ˛انشعاب بین فلاسفه ایجاد شد.پارمیندس بر خلاف هراکلیتوس عالم را ابدی و مداوم و ساکن در نظر می گرفت .وی معتقد بود که سرپرست عالم ذاتی یگانه ساکن و بی تغییر است و هر تغییری در این جهان نتیجه خطای حواس ماست.مفهوم ذات ساکن در راس امور مادی و پدیده ای جدایی ماده از روح الهی از این فلسفه ناشی شد و رفته رفته اساس تفکر فلسفه غربی قرار گرفت.

تلاش فلاسفه بعدی در جهت رفع این اختلاف شدید بین نظریه های هراکلیتوس و پارمیندس منجر به توافقی مبتنی بر پذیرفتن هر دو اصل ذات پویا و ساکن شد .با این فرق که این ذات در برخی از جوهره ها بدون تغییر و دربرخی دیگر پویا است و این تغییر دائمی منشا حیات و فناست.با پیدایش نظریه اتمی دموکریتوس مرز بین روح وماده قطور تر شد این نظریه اساس تمام مواد را ذرات بسیار ریز و بی جانی در نظر می گرفت.روند ایجاد شده در جهت تفکیک روح از ماده فلاسفه را بیشتر به مسائل اخلاقی و روح آدمی و جهان روحانی معطوف کرد.ارسطو که بنیان گذار جهان بینی غرب در دوره ای دو هزار ساله بوده است پرسشهای مربوط به روح آدمی˛ اخلاقیات و تفکر در فضایل الهی را بسیار ارزشمند تر از تحقیقات جهان مادی می دانست.از جمله دلایل مهم برای پا بر جا ماندن این جهان بینی به مدت دوهزار سال می توان به نبود رغبت در شناخت جهان مادی و سلطه گری مقامات کلیسایی قرون وسطی از این جهان بینی یاد کرد.

پس از قرون وسطی و رهایی از نفوذ افکار ارسطویی و بند اسارت کلیسایی شرایط رشد علم تجربی پدید آمد.در اواخر قرن پانزدهم میلادی شرایط مطالعه طبیعت در محیط آرام و به همراه آزمایشهای تجربی آغاز شد.با این همه هنوز هم آموزش زیر نظر کلیسا بود و تمام کشورهای مسیحی ناچار بودند برای بقای خود از پاپ فرمان ببرند.

گسترش علم تجربی همراه با اندیشه هایی برای خلاصی کامل از سلطه کلیسا و استقرار از مراکز علمی منجر به دوگانگی روح و ماده شد.به شکلی که در قرن هفدهم رنه دکارت جهان بینی خود را بر تفکیکی زیر بنیایی در دو قلمرو جداگانه و مستقل روح و ماده بنا نهاد این تفکیک دکارتی اجازه داد که دیدگاه مادی گرایی رایج شود و ماده به عنوان عضوی مرده و غیر فعال و به طور جدا از روح مورد بررسی قرار گیرد.دیدگاه ماشین گرایی که توسط نیوتون رواج یافت (وی مکانیک خود را بر این پایه بنا کرد.)جهان مادی را همچون ماشین عظیمی در نظر می گرفت که از قطعات کوچکتر و زیادی بر پا شده و نیروی حرکت این ماشین توسط خدا تا مین می شود و هر حرکتی در این ماشین قابل پیشگویی است.

مکانیک نیوتونی و به دنبال آن ماشین گرایی از نیمه قرن هفدهم تا پا یان قرن نوزدهم بر تمام تفکرات علمی حکمفرما شد . متفکرین و فلاسفه قرن نوزدهم نیز که از دقت محاسبات نیوتون به هیجان آمده بودند در تلاش بر آمدند تا دیدگاه نیوتون را به حیطه ی علم خویش وارد کنند.در این بین دیدگاه ماشین گرایی در علم بیولوژی و پزشکی نیز رخنه کرد.نگرش انسان به عنوان ماشین دیدگاه جزء گرایی و شناخت و درمان تک تک اجزای آن بدون در نظر گرفتن کل را در اندیشمندان القا کرد.یعنی برای شناخت ماشینی به نام انسان تنها کافی است که اجزای آن بررسی شود.بنابراین بررسی پیکره انسان به تنهایی و جدا از روح و جزءنگری در شناخت ماهیت او یکی از نتایج تفکیک دکارتی و ماشین گرایی نیوتون بود.

نوشته شده توسط رضا کشتکار زیارانی در سه شنبه 1387/05/29 و ساعت 13:48

 ادامه مطلب  


پروفسور حسابی

سيد محمود حسابي در سال 1281 (ه.ش), از پدر و مادري تفرشي در تهران زاده شدند. پس از سپري نمودن چهار سال از دوران كودكي در تهران, به همراه خانواده (پدر, مادر, برادر) عازم شامات گرديدند. در هفت سالگي تحصيلات ابتدايي خود را در بيروت, با تنگدستي و مرارت هاي دور از وطن در مدرسه كشيش هاي فرانسوي آغاز كردند و همزمان, توسط مادر فداكار, متدين و فاضله خود (خانم گوهرشاد حسابي) , تحت آموزش تعليمات مذهبي و ادبيات فارسي قرار گرفتند.

دکتر حسابی

استاد, قرآن كريم را حفظ و به آن اعتقادي ژرف داشتند. ديوان حافظ را نيز از برداشته و به بوستان و گلستان سعدي, شاهنامه فردوسي, مثنوي مولوي, منشات قائم مقام اشراف كامل داشتند.

شروع تحصيلات متوسطه ايشان مصادف با آغاز جنگ جهاني اول, و تعطيلي مدارس فرانسوي زبان بيروت بود. از اين رو, پس از دو سال تحصيل در منزل براي ادامه به كالج آمريكايي بيروت رفتند و در سن هفده سالگي ليسانس ادبيات, در سن نوزده سالگي, ليسانس بيولوژي و پس از آن مدرك مهندسي راه و ساختمان را اخذ نمودند. در آن زمان با نقشه كشي و راهسازي, به امرار معاش خانواده كمك مي كردند. استاد همچنين در رشته هاي پزشكي, رياضيات و ستاره شناسي به تحصيلات آكادميك پرداختند. شركت راهسازي فرانسوي كه استاد در آن مشغول به كار بودند, به پاس قدرداني از زحماتشان, ايشان را براي ادامه تحصيل به كشور فرانسه اعزام كرد و بدين ترتيب در سال1924 (م) به مدرسه عالي برق پاريس وارد و در سال 1925 (م) فارغ التحصيل شدند.

همزمان با تحصيل در رشته معدن, در راه آهن برقي فرانسه مشغول به كار گرديدند و پس از پايان تحصيل در اين رشته كار خود را در معادن آهن شمال فرانسه و معادن زغال سنگ ايالت "سار" آغاز كردند. سپس به دليل وجود روحيه علمي, به تحصيل و تحقيق, در دانشگاه سوربن, در رشته فيزيك پرداختند و در سال 1927 (م) در سن بيست و پنج سالگي دانشنامه دكتراي فيزيك خود را , با ارائه رساله اي تحت عنوان "حساسيت سلول هاي فتوالكتريك", با درجه عالي دريافت كردند. استاد با شعر و موسيقي سنتي ايران و موسيقي كلاسيك غرب به خوبي آشنايي داشتند وايشان در چند رشته ورزشي موفقيت هايي كسب نمودند كه از آن ميان مي توان به ديپلم نجات غريق در رشته شنا اشاره نمود.

پروفسور حسابي به دليل عشق به ميهن و با وجود امكان ادامه تحقيقات در خارج از كشور به ايران بازگشت و با ايمان و تعهد, به خدمتي خستگي ناپذير پرداخت تا جوانان ايراني را با علوم نوين آشنا سازد.

پايه گذاري علوم نوين و تاسيس دارالمعلمين و دانشسراي عالي, دانشكده هاي فني و علوم دانشگاه تهران, نگارش ده ها كتاب و جزوه و راه اندازي و پايه گذاري فيزيك و مهندسي نوين, ايشان را به نام پدر علم فيزيك و مهندسي نوين ايران در كشور معروف كرد.

حدود هفتاد سال خدمت علمي ايشان در گسترش علوم روز و واژه گزيني علمي در برابر هجوم لغات خارجي و نيز پايه گذاري مراكز آموزشي, پژوهشي, تخصصي, علمي و ..., از جمله اقدامات ارزشمند استاد به شمار مي رود كه براي نمونه به مواردي اشاره مي كنيم:

_ اولين نقشه برداري فني و تخصصي كشور (راه بندرلنگه به بوشهر)

_ اولين راهسازي مدرن و علمي ايران (راه تهران به شمشك)

_ پايه گذاري اولين مدارس عشايري كشور

_ پايه گذاري دارالمعلمين عالي

_ پايه گذاري دانشسراي عالي

_ ساخت اولين راديو در كشور

_ راه اندازي اولين آنتن فرستنده در كشور

_ راه اندازي اولين مركز زلزله شناسي كشور

_ راه اندازي اولين رآكتور اتمي سازمان انرژي اتمي كشور

_ راه اندازي اولين دستگاه راديولوژي در ايران

_ تعيين ساعت ايران

_ پايه گذاري اولين بيمارستان خصوصي در ايران, به نام بيمارستان "گوهرشاد"

_ شركت در پايه گذاري فرهنگستان ايران و ايجاد انجمن زبان فارسي

_تدوين اساسنامه طرح تاسيس دانشگاه تهران

_ پايه گذاري دانشكده فني دانشگاه تهران

_ پايه گذاري دانشكده علوم دانشگاه تهران

_ پايه گذاري شوراي عالي معارف

_ پايه گذاري مركز عدسي سازي اپتيك كاربردي در دانشكده علوم دانشگاه تهران

_ پايه گذاري بخش آكوستيك در دانشگاه و اندازه گيري فواصل گام هاي موسيقي ايراني به روش علمي

_ پايه گذاري و برنامه ريزي آموزش نوين ابتدايي و دبيرستاني

_ پايه گذاري موسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران

_ پايه گذاري مركز تحقيقات اتمي دانشگاه تهران

_ پايه گذاري اولين رصدخانه نوين در ايران

_ پايه گذاري مركز مدرن تعقيب ماهواره ها در شيراز

_ پايه گذاري مركز مخابرات اسدآباد همدان

_ پايه گذاري انجمن موسيقي ايران و مركز پژوهش هاي موسيقي

_ پايه گذاري كميته پژوهشي فضاي ايران

_ ايجاد اولين ايستگاه هواشناسي كشور (در ساختمان دانشسراي عالي در نگارستان دانشگاه تهران)

_ تدوين اساسنامه و تاسيس موسسه ملي ستاندارد

_ تدوين آيين نامه كارخانجات نساجي كشور و رساله چگونگي حمايت دولت در رشد اين صنعت

_ پايه گذاري واحد تحقيقاتي صنعتي سغدايي (پژوهش و صنعت در الكترونيك, فيزيك, فيزيك اپتيك, هوش مصنوعي)

_ راه اندازي اولين آسياب آبي توليد برق (ژنراتور) در كشور

_ ايجاد اولين كارگاه هاي تجربي در علوم كاربردي در ايران

_ ايجاد اولين آزمايشگاه علوم پايه در كشور

منبع:شبکه فیزیکی هوپا به نقل از پایگاه:www.hessabi.com

نوشته شده توسط احسان محمدی در دوشنبه 1387/05/28 و ساعت 9:22

ادامه مطلب  


رييس جمهوري خبر داد

نخستين ماهواره ساخت ايران هفته آينده به فضا پرتاب مي شود .

به گزارش خبرنگار اعزامي ايرنا به استانبول، دکتر محمود احمدي نژاد جمعه شب در ضيافت شامي با جمعي از نخبگان ايراني مقيم ترکيه در استانبول با اشاره به اينکه 28 سال تحريم ايران توسط آمريکا باعث جهش خيره کننده علمي و فناورانه ايران شده است، افزود: فقط در سال 86 بيش از هفت هزار اختراع در کشور به ثبت رسمي رسيده و اعلام شده است.
وي خاطرنشان کرد: در طول تاريخ هر که از موضع زور با مردم ايران سخن گفته، مردم ايران "باد دماغ" وي را خالي کرده اند اما اگر راه قانون و محترمانه سخن بگويند، مردم ايران با آنها گفت و گو خواهند کرد.
احمدي نژاد ادامه داد: مردم ايران اهل عقب نشيني نيستند و در موضوع انرژي هسته اي نيز تا رسيدن به تمامي حقوق خود از پاي نخواهند نشست.
رييس جمهوري گفت: اکنون آمريکا متوجه اين نکته شده که نه تنها نتوانسته ايران را منزوي کند بلکه خود منزوي شده و سرانش به همه کشورها با شرايط امنيتي سخت سفر مي کنند و از مردم گريزان هستند، در حالي که ايرانيان در همه جا به ميان ملت ها مي روند، زيرا ملت ها آنها را دوست دارند.
وي همچنين با بيان اينکه ايران در شکل گيري فرهنگ و تمدن جهاني نقش ويژه اي داشته و ايرانيان هر کجا که باشند سفير مردم ايران هستند، خطاب به ايرانيان مقيم ترکيه افزود: ايراني ها بايد در ترکيه يک خانه فرهنگ داشته باشند.
احمدي نژاد تصريح کرد: شما خود نمايندگاني را انتخابات کنيد تا براي اين کار در يک هيات امنا گردآيند و من نيز نهايت تلاش خود را در اين راه به کار خواهم بست.
رييس جمهوري اسلامي ايران بامداد شنبه در پايان يک سفر رسمي دو روزه به ترکيه‌ به تهران بازگشت.

نوشته شده توسط احسان محمدی در شنبه 1387/05/26 و ساعت 17:1

 

ادامه مطلب  


ای دو سه تا کوچه زما دورتر...

السلام علیک یا ابا صالح المهدی(عج)

میلاد با سعادت منجی عالم بشریت حضرت مهدی (عج)بر تمام دوستداران آن حضرت مبارک باد!

1

    با همه ی لحن خوش آوایی ام

                                  در به در کوچه تنهایی ام

ای دو سه تا کوچه زما دورتر

                                  نغمه تو از همه پر شورتر

  کاش که این فاصله را کم کنی

                                  محنت این قافله را کم کنی

     کاش که همسایه ما می شدی

                                  مایه آسایه ی ما می شدی

هر که به دیدار تو نایل شود

                                  یک شبه حلال مسایل شود

       دوش مرا حال خوشی دست داد

                                  سینه ما را عطشی دست داد

نام تو بردم لبم آتش گرفت

                                  شعله به دامان سیاوش گرفت

 نام تو آرامه جان من است  

                                  نامه تو خط امان من است

ای نگهت خواستگه آفتاب

                                  بر من ظلمت زده یک شب بتاب

پرده برانداز زچشم ترم      

                                  تا بتوانم به رخت بنگرم

ای نفست یار و مدد کار ما

                                  کی و کجا وعده دیدار ما

              دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد

                                   به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد

           به مکه آمدم ای عشق تا تو را بینم

                                  تویی که نقطه عطفی به اوج آیینم

         کدام گوشه ی مشعر کدام کنج منا

                                  به شوق وصل تو در انتظار بنشینم

       روا مباد که بر بنده ات نظر نکنی

                                  روا مباد که ارباب جز تو بگزینم

                 چو رو کنی به رهت درد و رنج نشناسی

                             ز لطف روی تو دست از ترنج نشناسی

1.ولادت
2. شيعيان خاص ، مهدي ( ع ) را مشاهده کردند
3. ضرورت غيبت آخرين امام
4.صورت و سيرت مهدي ( ع )
5.شمشير حضرت مهدي ( ع )
6.غيبت کوتاه مدت يا غيبت صغري
7.غيبت دراز مدت يا غيبت کبري و نيابت عامه
8.اعتقاد به مهدويت در دوره هاي گذشته
9.اعتقاد به حضرت مهدي ( ع ) منحصر به شيعه نيست
10.قرآن و حضرت مهدي ( ع )
11.طول عمر امام زمان ( ع )
12.انتظار ظهور قائم ( ع )
 


 

ولادت
ولادت حضرت مهدي صاحب الزمان ( ع ) در شب جمعه ، نيمه شعبان سال 255يا 256 هجري بوده است . پس از اينکه دو قرن و اندي از هجرت پيامبر ( ص ) گذشت ، و امامت به امام دهم حضرت هادي ( ع ) و امام يازدهم حضرت عسکري ( ع ) رسيد ، کم کم در بين فرمانروايان و دستگاه حکومت جبار ، نگراني هايي پديد آمد . علت آن اخبار و احاديثي بود که در آنها نقل شده بود : از امام حسن عسکري ( ع ) فرزندي  تولد خواهد يافت که تخت و کاخ جباران و ستمگران را واژگون خواهد کرد و عدل و داد را جانشين ظلم و ستم ستمگران خواهد نمود . در احاديثي که بخصوص از پيغمبر ( ص ) رسيده بود ، اين مطلب زياد گفته شده و به گوش زمامداران رسيده بود . در اين زمان يعني هنگام تولد حضرت مهدي ( ع ) ، معتصم عباسي  ، هشتمين خليفه عباسي ، که حکومتش از سال 218هجري آغاز شد ، سامرا ، شهر نوساخته را مرکز حکومت عباسي  قرار داد . اين انديشه - که ظهور مصلحي پايه هاي حکومت ستمکاران را متزلزل مي نمايد و بايد از تولد نوزادان جلوگيري کرد ، و حتي مادران بيگناه را کشت ، و يا قابله هايي را پنهاني به خانه ها فرستاد تا از زنان باردار خبر دهند - در تاريخ نظايري دارد . در زمان حضرت ابراهيم ( ع ) نمرود چنين کرد . در زمان حضرت موسي ( ع ) فرعون نيز به همين روش عمل نمود . ولي خدا نخواست . همواره ستمگران مي خواهند مشعل حق را خاموش کنند ، غافل از آنکه ، خداوند نور خود را تمام و کامل مي کند ، اگر چه کافران و ستمگران نخواهند . در مورد نوزاد مبارک قدم حضرت امام حسن عسکري ( ع ) نيز داستان تاريخ به گونه اي  شگفت انگيز و معجزه آسا تکرار شد . امام دهم بيست سال - در شهر سامرا - تحت نظر و مراقبت بود ، و سپس امام يازدهم ( ع ) نيز در آنجا زير نظر و نگهباني حکومت به سر مي برد . " به هنگامي که ولادت ، اين اختر تابناک ، حضرت مهدي ( ع ) ، نزديک گشت ، و خطر او در نظر جباران قوت گرفت ، در صدد بر آمدند تا از پديد آمدن اين نوزاد جلوگيري کنند ، و اگر پديد آمد و بدين جهان پاي  نهاد ، او را از ميان بردارند . بدين علت بود که چگونگي احوال مهدي ، دوران حمل و سپس تولد او ، همه و همه ، از مردم نهان داشته مي شد ، جز چند تن معدود از نزديکان ، يا شاگردان و اصحاب خاص امام حسن عسکري ( ع ) کسي او را نمي ديد . آنان نيز مهدي  را گاه بگاه مي ديدند ، نه هميشه و به صورت عادي " .

شيعيان خاص ، مهدي ( ع ) را مشاهده کردند
در مدت 5 يا 4 سال آغاز عمر حضرت مهدي  که پدر بزرگوارش حيات داشت ، شيعيان خاص به حضور حضرت مهدي ( ع ) مي رسيدند . از جمله چهل تن به محضر امام يازدهم رسيدند و از امام خواستند تا حجت و امام بعد از خود را به آنها بنماياند تا او را بشناسند ، و امام چنان کرد . آنان پسري را ديدند که بيرون آمد ، همچون پاره ماه ، شبيه به پدر خويش . امام عسکري فرمود : " پس از من ، اين پسر امام شماست ، و خليفه من است در ميان شما ، امر او را اطاعت کنيد ، از گرد رهبري او پراکنده نگرديد ، که هلاک مي شويد و دينتان تباه مي گردد . اين را هم بدانيد که شما او را پس از امروز نخواهيد ديد ، تا اينکه زماني دراز بگذرد . بنابراين از نايب او ، عثمان بن سعيد ، اطاعت کنيد " . و بدين گونه ، امام يازدهم ، ضمن تصريح به واقع شدن غيبت کبري ، امام مهدي را به جماعت شيعيان معرفي فرمود ، و استمرار سلسله ولايت را اعلام داشت . يکي  از متفکران و فيلسوفان قرن سوم هجري که به حضور امام رسيده است ، ابو سهل نوبختي مي باشد . باري ، حضرت مهدي ( ع ) پنهان مي زيست تا پدر بزرگوارش حضرت امام حسن عسکري  در روز هشتم ماه ربيع الاول سال 260هجري ديده از جهان فرو بست . در اين روز بنا به سنت اسلامي ، مي بايست حضرت مهدي بر پيکر مقدس پدر بزرگوار خود نماز گزارد ، تا خلفاي ستمگر عباسي جريان امامت را نتوانند تمام شده اعلام کنند ، و يا بد خواهان آن را از مسير اصلي منحرف کنند ، و وراثت معنوي  و رسالت اسلامي و ولايت ديني را به دست ديگران سپارند . بدين سان ، مردم ديدند کودکي همچون خورشيد تابان با شکوه هر چه تمامتر از سراي امام بيرون آمد ، و جعفر کذاب عموي خود را که آماده نماز گزاردن بر پيکر امام بود به کناري زد ، و بر بدن مطهر پدر نماز گزارد .

 

ضرورت غيبت آخرين امام
بيرون آمدن حضرت مهدي ( ع ) و نماز گزاران آن حضرت همه جا منتشر شد . کارگزاران و ماموران معتمد عباسي به خانه امام حسن عسکري (ع ) هجوم بردند، اما هر چه بيشتر جستند کمتر يافتند ، و در چنين شرايطي بود که براي بقاي  حجت حق تعالي ، امر غيبت امام دوازدهم پيش آمد و جز اين راهي براي حفظ جان آن " خليفه خدا در زمين " نبود ، زيرا ظاهر بودن حجت حق و حضورش در بين مردم همان بود و قتلش همان . پس مشيت و حکمت الهي  بر اين تعلق گرفت که حضرتش را از نظرها پنهان نگهدارد ، تا دست دشمنان از وي  کوتاه گردد ، و واسطه فيوضات رباني ، بر اهل زمين سالم ماند . بدين صورت حجت خدا ، هر چند آشکار نيست ، اما انوار هدايتش از پس پرده غيبت راهنماي مواليان و دوستانش مي باشد . ضمنا اين کيفر کردار امت اسلامي است که نه تنها از مسير ولايت و اطاعت امير المؤمنين علي  ( ع ) و فرزندان معصومش روي بر تافت ، بلکه به آزار و قتل آنان نيز اقدام کرد ، و لزوم نهان زيستي آخرين امام را براي حفظ جانش سبب شد . در اين باب سخن بسيار است و مجال تنگ ، اما براي  اينکه خوانندگان به اهميت وجود امام غايب در جهان بيني تشيع پي برند ، به نقل قول پروفسور هانري کربن - مستشرق فرانسوي - در ملاقاتي که با علامه طباطبائي داشته ، مي پردازيم : " به عقيده من مذهب تشيع تنها مذهبي است که رابطه هدايت الهيه را ميان خدا و خلق ، براي هميشه ، نگهداشته و بطور استمرار و پيوستگي  ولايت را زنده و پابر جا مي دارد ... تنها مذهب تشيع است که نبوت را با حضرت محمد - صلي الله عليه و آله و سلم - ختم شده مي داند ، ولي ولايت را که همان رابطه هدايت و تکميل مي باشد ، بعد از آن حضرت و براي هميشه زنده مي داند . رابطه اي  که از اتصال عالم انساني به عالم الوهي کشف نمايد ، بواسطه دعوتهاي ديني قبل از موسي و دعوت ديني موسي و عيسي و محمد - صلوات الله عليهم - و بعد از حضرت محمد ، بواسطه ولايت جانشينان وي ( به عقيده شيعه ) زنده بوده و هست و خواهد بود ، او حقيقتي است زنده که هرگز نظر علمي نمي تواند او را از خرافات شمرده از ليست حقايق حذف نمايد ... آري تنها مذهب تشيع است که به زندگي اين حقيقت ، لباس دوام و استمرار پوشانيده و معتقد است که اين حقيقت ميان عالم انساني و الوهي  ، براي هميشه ، باقي و پا برجاست " يعني  با اعتقاد به امام حي غايب

بقیه در ادامه مطلب...

نوشته شده توسط رضا کشتکار زیارانی در شنبه 1387/05/26 و ساعت 9:38

 ادامه مطلب  


هفت شگفتی عظیم در جهان فیزیک

 ما به جايي رسيده‌ايم كه كه بدون حل كردن برخي از مشكلات و مسايل فيزيك، نمي‌توانيم در مورد حقايق و پديده‌هاي جالب و شگفت‌انگيز ديگر فيزيكي، اطلاعات بيشتري كسب كنيم. براي درك مفاهيمي مثل خاستگاه و بنياد جهان هستي، سرنوشت نهايي سياهچاله‌هاي فضايي يا امكان سفر در زمان، نياز داريم كه بدانيم جهان هستي چگونه ادامه‌ي حيات مي‌دهد.

۱) جهان هستي چگونه برپاست؟


 ما به جايي رسيده‌ايم كه كه بدون حل كردن برخي از مشكلات و مسايل فيزيك، نمي‌توانيم در مورد حقايق و پديده‌هاي جالب و شگفت‌انگيز ديگر فيزيكي، اطلاعات بيشتري كسب كنيم. براي درك مفاهيمي مثل خاستگاه و بنياد جهان هستي، سرنوشت نهايي سياهچاله‌هاي فضايي يا امكان سفر در زمان، نياز داريم كه بدانيم جهان هستي چگونه ادامه‌ي حيات مي‌دهد.
 هم‌اكنون يك ايده‌ي خوب در ذهن ما هست كه مي‌تواند منتج به كشف حقيقت و بنياد هستي شود. علم فيزيك در قرن بيستم بر پايه‌ي انقلابهاي دوگانه‌ي مكانيك كوانتومي (تئوري ماهيت جسم) و نظريه‌ي معروف اينشتين در مورد فضا، زمان و جاذبه معروف به نسبيت، بنا شده است. اما وقتي شما به دو تعريف نهايي از واقعيت دست پيدا مي‌كنيد زماني كه تنها يك واقعيت را موجود مي‌بينيد، اين راضي‌كننده نيست.
 تلاش براي يگانه‌سازي اين دو تئوري، موانع تكنيكي فني و مفهومي وحشتناكي را بر سر راه بهترين نظريه‌پردازان فيزيك در طول دهه‌هاي گذشته قرار داده و آنان را به چالش كشيده است. براي مثال از آنجايي كه جاذبه، خودش را به عنوان يك عامل ايجاد انحراف در فضاي چهاربعدي زمان-مكان معرفي مي‌كند، پذيرش نظريه‌ي كوانتومي در مورد جاذبه ايجاد مشكل مي‌كند. از يك جهت، اين به معناي پذيرش شك و ترديد هايزن‌برگ در مورد فرضيات موجود راجع به زمان – مكان به شكل في‌نفسه است كه قطعاً مشكل‌ساز خواهد بود.
 اما ممكن است اين ترديدها، يك معناي ديگر هم داشته باشند و آن به معناي وجود يك مشكل در رابطه با گرايش و رويكرد ما نسبت به قضيه است. شايد ما نبايد مفهوم جاذبه را به تنهايي بررسي كنيم. اكثر تلاشهايي كه براي يكسان‌سازي نظريات موجود در مورد جاذبه انجام شدند، خود منجر به اين گشتند كه تعريف كيفيت و كميت جاذبه، وارد يك بحث و ميدان جديد شود كه به ناچار همه‌ي نيروهاي طبيعت مانند همه‌ي اجزاي زيراتمي را به يك چارچوب تئوريك محدود مي‌كند. اين ايده‌يي است كه برخي از فيزيك‌دانها آن را "تئوري همه‌چيز" مي‌خوانند.
 نظريه‌ي جديدي كه در حال حاضر مطرح مي‌شود، نظريه‌ي "فرا-رشته‌يي" است كه به وجود حلقه‌هاي كوچك و ريز رشته‌يي اتمي به عنوان سازنده‌ي همه‌ي مواد حكم مي‌دهد. فرضيه‌ي ديگري كه وجود دارد و به تئوري ام مشهور است هنوز كمي پيچيده و مبهم به نظر مي‌رسد و مي‌تواند به عنوان لايه‌يي كه در ابعاد وسيعتر فضايي حركت دارد، تصوير شد. اما مرحله و روند پيشرفت در اين نظريه‌ها در بهترين حالت، اينگونه جمع‌بندي مي‌شود كه هيچ كس دقيقاً به ياد نمي‌آورد وجود حرف "M” در نظريه‌ي ام، دقيقاً به چه دليلي است و چه واژه‌يي را تداعي مي‌كند. راه درازي در پيش است...


 ۲) آيا "ضدجاذبه‌"ي اينشتين واقعاً يك اشتباه بود؟


 اينشتين، ضدجاذبه را بزرگترين اشتباه خود مي‌شمارد. اما به نظر مي‌رسد كه او با اضافه كردن يك نظريه‌ي ضدجاذبه به فرضيه‌ي نسبيت خود كه آن را شرط فلسفه‌ي انتظام گيتي مي‌خوانند، كار درستي انجام داده است.
 اين شرط اضافه در فرضيه‌ي نسبيت، به فضا يك خاصيت تدافعي نسبت مي‌دهد به اين معنا كه فضا خودش را دفع مي‌كند، گسترده‌تر مي‌شود و هرچه سريعتر اين روند افزايش گستردگي ادامه مي‌يابد. اينشتين اين عامل به ظاهر بي‌ارزش را اضافه كرد چرا كه تصور مي‌شد جهان هستي ثابت است و بي‌حركت. در نتيجه نياز بود تا نيرويي وجود داشته باشد و قدرت كشش جاذبه‌يي زمين را بالانس و دچار تعادل كند كه مواد موجود بر روي زمين، كوچك و كوچكتر نشوند.
 اما در دهه‌ي ۱۹۲۰، ادوين هابل كشف كرد كه جهان هستي خود به خود در حال گسترش و افزايش است. در نتيجه اينشتين نيز نظريه‌ي "تعادل انتظامي گيتي" را به دليل ترس، پس گرفت!
 اما به نظر مي‌رسد اين ايده نبايد محو شود. نظريه‌ي كوانتومي ميدانها، ثابت مي‌كند كه حتي فضاهاي خالي نيز با انرژي زياد در حال طغيان و جنب و جوش هستند. در واقع همان تاثير جاذبه‌يي g=۱۰ كه نظريه‌ي ضدجاذبه‌ي اينشتين را توصيف مي‌كند. اين نظريه در مورد قدرت دافعه‌ (كه در مقابل جاذبه مطرح مي‌شود) مقداري گنگ و مبهم است اما به آن يك ارزش تخميني مي‌دهد.
 تقريباً 10 سال پيش، فضانوردان متوجه شدند كه سرعت گسترش ابعاد جهان هستي در حال افزايش است و در نتيجه نظريات آزمايش خود در مورد نيروي ضدجاذبه را مطرح كردند. در عين ناباوري و سرگرداني فيزيكدانها هم اين فضانوردان، قدرت ضدجاذبه را شامل ۱۲۰ نيرو دانستند كه ۱۰ بار از مقدار پيش‌بيني‌شده‌ي قبلي كوچكتر است.
 اين نتيجه، بسيار گمراه‌كننده و عجيب است. اگر تعادل برقرار شده ميان جاذبه و دافعه، مقداري برابر با صفر بود، در نتيجه يكي از قوانين عميق و مهم طبيعي در موردش صدق مي‌كرد اما يك عدد غيرصفر كه تازه با تئوري ابتدايي نيز غيرقابل مقايسه شناخته شده را نمي‌شود تعبير كرد.
 براي وخيم‌تر كردن شرايط، كيهان‌شناسان به ايده‌يي علاقه‌مند شدند كه نيروي دافعه‌ي بسيار قوي و بزرگي در اولين مرحله‌ي تفكيك پس از انفجار بزرگ يا Big Bang را مطرح مي‌كند چرا كه اين نظريه، سناريوي جذاب و محبوب مربوط به زمين غيرمسطح و در حال افزايش حجم را تاييد مي‌كند. با توجه به اين تئوري، جهان هستي پس از تولد و شكل‌گيري، با سرعتي غيرقابل باور توسط يك عامل قدرتمند و عظيم، تغيير حجم داد و اين نيرو را قدرت ضدجاذبه يا دافعه ايجاد نمود.

در نتيجه اگر بخواهيم دليل و برهاني بر اين افزايش حجم سريع و روزافزون بيابيم، به نظريه‌يي نياز داريم كه توضيح دهد چرا ضدجاذبه در ابتدا بسيار قوي و شديد بود، سپس با شتاب و سرعت كاهش مقدار پيدا كرد و سپس به مقداري در حوالي صفر رسيد. به عبارت ديگر، ما مي‌خواهيم بدانيم كه چرا نيروي ضدجاذبه، تقريباً در اولين فازهاي شكل‌گيري جهان هستي حذف و محو شد اما به طور كلي از بين نرفت؟
 يك احتمال اين است كه نيرو بر اثر گذشت زمان، محو مي‌شود. احتمال ديگر مي‌تواند اين باشد كه نيرو در فضا تغيير مي‌كند و در نتيجه ممكن است از وراي دوربين تلسكوپهاي ما، همه چيز بسيار بزرگتر از آنچه هستند نشان داده شوند. اگر اينگونه است، در نتيجه هر جسمي در آن منطقه، با سرعت در كهكشانها و ستاره‌هاي ديگر پخش و متلاشي مي‌شد و در نتيجه اصلاً هيچ ناظري نمي‌توانست حضور داشته باشد تا نيرو را اندازه بگيرد.
 آنچه كه ما نياز داريم، يك تئوري است كه قدرت نيروي دافعه يا ضدجاذبه را به اندازه‌ي بخشي از قدرت همه‌ي نيروهاي موجود در طبيعت براي ما تعريف كند. متاسفانه به نظر نمي‌رسد كه تئوريهاي موجود مثل تئوري فرارشته‌يي يا تئوري "ام"، اين ميزان خاص را مشخص كنند و مقدار كمي كه باقي مي‌ماند هم همچنان ناشناخته و اسرارآميز خواهد بود. در نتيجه بايد دوباره به سوال يك رجوع كنيم!

نوشته شده توسط احسان محمدی در پنجشنبه 1387/05/24 و ساعت 7:38

 ادامه مطلب  


منظومه شمسی

جهان در بردارنده تمام چیزهایی است که وجود دارد، نه فقط زمین و چیزهایی که در آن قرار دارد بلکه شامل تمام سیارات و ستارگان و کهکشانها و فضایی که بین آنها قرار دارد می شود. خورشید در مرکز منظومه شمسی یکی از حدود 100 بیلیون ستاره ای است که در کهکشان ما و یا مجموعه ستارگانی است که راه شیری نامیده می شود.

               منظومه شمسی

 

 

مقدمه

شکل گیری منظومه شمسی حدود 5 میلیارد سال پیش ، از ابری متشکل از گاز و غبار بین ستاره‌ای ، آغاز گردید. جاذبه باعث انقباض ابر شده و کره متراکمی از گاز در مرکز ابر بوجود آورد. جاذبه همچنین باعث دوران هر چه سریعتر ابر شد. هنگام دوران، مواد موجود در ابر، پهن شده و حلقه ای به وجود آمد که نواحی متراکم مرکزی را در بر می گرفت. سرانجام در این ناحیه متراکم ، گرمای لازم برای وقوع واکنشهای هسته‌ای فراهم گشت و بدین ترتیب ، ستاره خورشید بوجود آمد. اعضای کوچکتر منظومه شمسی از مواد موجود در این حلقه بوجود آمدند. این اعضاء عبارتند از سیارات ، سیارکها و ستاره دنباله دار.

خانواده منظومه شمسی

تمام اجرام آسمانی که در یک منظومه مداری قرار دارند، تحت تأثیر جاذبه‌ای دو جانبه به دور یک جرم مشترک مرکزی می‌چرخند. در منظومه زمین _ ماه مرکز جرم مشترک در فاصله 4748 کیلومتری (2950مایلی) هسته زمین قرار داشته و از سطح زمین خارج نشده است. در مورد منظومه شمسی ، مرکز جرم مشترک همواره با تغییر موقعیت نسبی سیاره‌ها ، در حال تغییر است. این مرکز در فاصله‌ای حدود 300000 کیلومتر (186000 مایل) خارج از سطح خورشید قرار دارد

خورشید

خورشید یا خور یا هور یکی از ستارگان کهکشان ماست. و تنها ستاره سامانه خورشیدی می‌باشد. منبع اصلی نوروگرماودر یک کلام زندگی بر روی زمین این ستاره‌است که با فاصله‌ای حدود  ۱۵۰  میلیون کیلومتری از زمین قرار گرفته و قطری تقریباً معادل  ۱میلیون  ۳۹۰  هزار کیلومتر و وزنی معادل  ۳۳۰  هزار بار سنگین تر از زمین دارد.

خورشیدتنها ستاره منظومه شمسی است و حدودا شامل  ۸۶/۹۹٪ درصد جرم کل منظومه شمسی را تشکیل می‌دهد. خورشید به دلیل جرم عظیمش دارای نیروی گرانش بسیارقوی است، طوری که سیارات را وادار کرده در مدارشان بر گردش حرکت کنند.

مشخصات فیزیکی خورشید :

در ادامه مطلب...

نوشته شده توسط احسان محمدی در سه شنبه 1387/05/22 و ساعت 19:47

 ادامه مطلب  


ابر رسانایی supercondutivity و قطارهای سریع السیر

قسمت دوم

از قطارهای سریع بیشتر بدانیم

 

به دلیل وجود نیروی محرکه اصلی این سیستم در ریل آن، به جای خود قطار، این قطارها بسیار سبک و کنترل آنها در سراشیبی ها بسیار آسان می باشد. ریل های استفاده شده در این سیستم نیز از مواد سبک ساخته شده است.  
  
Maglev  ( حمل و نقل شناور مغناطیسی ) نام تکنولوژی جدیدی می باشد که با توجه به مشخصه های برجسته اش انقلابی در صنعت حمل و نقل ایجاد خواهد کرد. "ماگلو" نوعی از حمل و نقل می باشد که قطار را به طور شناور و کاملا جدا از زمین به وسیله نیروی الکترومغناطیسی به طرف جلو می راند. این روش جدید سریع تر، راحت تر و مطمعن تر از روش حمل و نقل کنونی، همراه به چرخ های مرسوم می باشد..
به دلیل وجود نیروی محرکه اصلی این سیستم در ریل آن، به جای خود قطار، این قطارها بسیار سبک و کنترل آنها در سراشیبی ها بسیار آسان می باشد. ریل های استفاده شده در این سیستم نیز از مواد سبک ساخته شده است. تکنولوژی ماگلو ( Maglev  ) این اجازه را به او می دهد که به راحتی به سرعت هواپیما ها  ( ۵۰۰  تا  ۵۸۰  کیلومتر ) دست یابد.
قطارهای الکترو مغناطیسی از سال  ۱۹۸۴  وجود داشته اند، ولی محدودیت های اقتصادی و علمی مانع از رشد سریع آنها شده است. اولین قطار الکترومغناطیسی تبلیغاتی IOS  نام داشت ( به معنی اولین بخش عملیاتی ) که در شانگهای چین مسافران را در یک مسیر  ۳۰  کیلومتری  ( ۱۸۶  مایل ) با سرعت  ۴۳۱  کیلومتر بر ساعت  ( ۳۶۸  مایل ) در عرض  ۷  دقیقه و  ۳۰  ثانیه به فرودگاه می رسانید.
تکنولوژی
در حالت کلی دو نوع ماگلو وجود دارد:
۱) سیستم تعلیق الکترومغناطیسی ( EMS )
۲) سیستم تعلیق الکترو دینامیکی ( EDS  )
در سیستم تعلیق الکترو مغناطیس، قطار با داشتن الکترومغناتیس بسیار قوی بر روی ریل فشار آورده که همین عمل باعث معلق ماندن آن می شود. این مغناتیس ها در جهت ریل تنظیم شده و بوسیله کنترل باز خورد، میزان تعلیق خود را محاسبه و حفظ می نماید.
سیستم تعلیق الکترودینامیک به شیوه دیگری عمل می کند بدین صورت که هم ریل و هم قطار دارای مغناطیس می باشند که قطار به وسیله نیروی دافعه قطب های هم نام ارتفاع و فاصله خود را از ریل نگه می دارد.
قسمت مغناطیس قطار از الکترومغناطیس های به هم پیوسته ( مثل ماگلو JR  ) یا از مغناطیس های پایدار تشکیل شده است. قسمت مغناطیس ریل ها نیز از تحریک منطقه توسط سیم پیچ های مغناطیسی به وجود می آید.
درسرعت های پایین سیم پیچ های کنونی توانایی تحمل وزن قطار را دارا نمی باشند و باید برای ثبات آنها در هنگام ایست کامل و در سرعت های پایین چرخ ها و یا وسایل شبیه آن در زیر قطار وجود داشته باشند تا قطار به سرعت های بالا دست یافته و از زمین جدا شود. برای این منظور سیم پیچ های بکار رفته در ریل ها، باعث حرکت رو به جلو قطار شده و همچنین با نیروی مغناطیسی فوق العاده خود باعث تعلیق قطار می شوند. همچنین این سیم پیچ ها یک موتور طولی نیز محسوب می شوند و حالت پیچشی آنها باعث بوحود آمدن یک جریان مداوم الکترو مغناطیس در کل ریل می شود.
و هم اکنون نگاهی داشته باشیم به مزایا و معایب تکنولوژی مالگو EMS  ( سیستم تعلیق الکترو مغناطیسی ):
از مزایای این سیستم می توان مغناطیس بسیار نا چیز در درون و بیرون قطار، تکنولوژی بالا که می توان بوسیله آن به سرعت  ۵۰۰  کیلومتر در ساعت دست یافت و عدم نیاز به چرخ یا نیروهای محرکه دیگر را نام برد.
از معایب آن نیز می توان به فاصله موجود میان قطار و ریل که خواهان بررسی بی درنگ توسط کامپیوتر برای ممانعت از برخورد آنها با یکدیگر می باشد اشاره کرد.
▪ فوق هدایت گرهای EDS:
مغناطیس های بسیار قوی بر روی فوق هدایتگر نصب شده اند که فاصله زیاد ریل از قطار که منجر به دسترسی این قطار به سرعت  ۵۸۱  کیلومتر شده است را باعث شده اند، و همچنین ظرفیت بار بسیار زیاد آن از مزایا این سیستم می باشد. یکی از همین قطارها در دسامبر سال  ۲۰۰۵  به صورت تبلیغی از فوق هدایتگرها با درجه حرارت بالا در مغناطیس های خود استفاده کرد که آنها به وسیله مایع خنک کننده گران نیتروژن خنک می شدند.
از معایب این سیستم نیز می توان به عدم توانایی در برقراری ارتباط های تلفنی، عدم توانایی در برقراری ارتباط مسعولین قطار به واگن مسافران بوسیله سیستم صوتی داخل کابین ها و عدم توانایی در استفاده از وسایل الکترونیکی مثل ذخیره کننده های مغناطیسی و هاردیسک ها به علت وجود جریان مغناطیسی بالا در قطار اشاره کرد. همچنین این مشکلات و هزینه بالای این سیستم باعث باقی ماندن این تکنولوژی در مرحله تست شده است.
▪بقیه در ادامه مطلب

نوشته شده توسط رضا کشتکار زیارانی در سه شنبه 1387/05/22 و ساعت 8:13

 

 ادامه مطلب  


منظومه شمسی منحصر به فرد است

اخترشناسان مي‌گويند براساس شبيه سازي‌هاي رايانه‌يي، منظومه خورشيدي ما، ويژه و منحصر به فرد است.

به گزارش (ايسنا)، در اين پژوهش جديد كه از سوي اخترشناسان دانشگاه نورث وسترن انجام شده، شبيه سازي‌هاي رايانه‌يي نشان داده است كه منظومه شمسي در كهكشان راه شيري تا چه اندازه خاص و منحصر به فرد است.

اخترشناسان در اين پژوهش از اطلاعات اخير حاصل از 300 سياره خارج منظومه شمسي كه به دور ستاره‌هاي ديگري به غير از خورشيد كشف شده‌اند، استفاده كرده‌اند.

در حالي كه مطالعات قبلي نشان داده بود منظومه خورشيدي، مانند ساير منظومه‌هاي كيهاني است، اما در تحقيق جديد اين تصور رد شده است و شواهد رايانه‌يي واقعيت ديگري را نشان مي‌دهند.

اين پژوهشگران مي‌گويند: اگر ويژگي‌هاي منظومه شمسي اندكي با وضعيت كنوني فرق مي‌كرد، اتفاقات ناگوار و ناخوشايندي رخ مي‌داد، مثلا سيارات اين منظومه به داخل خورشيد و يا به اعماق فضا پرتاب مي‌شدند.

پژوهشگران نورث وسترن نخستين گروهي هستند كه با استفاده از شبيه سازي‌هاي رايانه‌يي در مقياس عظيم، مدل تشكيل منظومه‌هاي سياره‌يي را از ابتدا تا انتها تهيه كرده‌اند.

اين پژوهشگران بيش از يك صد مدل شبيه سازي درست كرده‌اند و نتايج بررسي اين مدل‌ها نشان داد كه هر چند به طور متوسط مبدا شكل‌گيري منظومه‌هاي سياره‌يي بر اساس برخوردهاي تهاجمي و شديد است،‌ اما در منظومه ما همه چيز درست سر جايش خودش قرار دارد و در اين منظومه خبري از اين خشونت‌ها و آشفتگي‌ها نيست.

اين تيم تحقيقاتي تصميم گرفتند كه رشد سيارات، تعامل جاذبه‌يي بين آنها و كل سيستم سياره‌يي را در كل بستر فضايي مورد مطالعه و بررسي قرار دهند.

پژوهشگران مي‌گويند: منظومه شمسي تحت شرايط كاملا درست و دقيق متولد شده تا به مكاني منحصر به فرد براي ما انسان‌ها تبديل شود

منبع:شبکه فیزیکی هوپاhupaa.com

نوشته شده توسط احسان محمدی در دوشنبه 1387/05/21 و ساعت 12:27

ادامه مطلب  


چرا بلورهای برف شش پر متقارن وسفید هستند؟

به راستي چرا بلورهاي برف شش پر و متقارن و سفيد هستند؟
براي پاسخ به اين سوال بايد داستان زندگي يك دانه برف را دانست.

داستان زندگي دانه برف، از ابر آغاز مي‌شود، از زماني كه يك قطره بسيار ريز ابر يخ زده و به يك ذره كوچك يخي تبديل مي‌شود.

زماني كه بخار آب روي سطح ذره يخ شروع به سخت شدن مي‌كند، به سرعت در اين يخ كوچك چند وجه ايجاد و به يك شش وجهي تبديل مي‌شود.

ذره يخ تا مدتي اين شكل شش وجهي را حفظ مي‌كند اما به تدريج كه بلور بزرگتر و بزرگتر مي‌شود، از هر يك از وجوه اين شش وجهي شاخه‌اي بيرون مي‌آيد. از آنجا كه شرايط جوي (يعني دما و رطوبت) در همه نقاط اين بلور كوچك يكسان است، هر شش شاخه جديد، تقريبا به يك اندازه رشد مي‌كنند.

بلور برف در حاليكه بزرگتر مي‌شود، در داخل ابر با باد به اينسو و آنسو مي‌رود و به همين دليل است كه در طول زمان، با دماهاي مختلفي روبرو مي‌شود.

اما رشد كريستال تا حد بسيار زيادي به ميزان دما مربوط مي‌شود و از آنجا كه هر شش شاخه بلور در هر زمان در شرايط مساوي قرار دارند، همه آنها به يك شكل رشد مي‌كنند.



نتيجه نهايي اين روند، ايجاد ساختاري شش شاخه و متقارن است. بايد توجه داشت كه چون هر بلور برف مسيري خاص خود را در ابر مي‌پيمايد، هر يك شكل خاص خود را پيدا مي‌كنند.


** چه چيزي باعث همزماني رشد شش بازوي كريستال برف مي‌شود؟
هيچ چيز. همانطور كه قبلا اشاره شد هر يك از بازوهاي دانه برف مستقلا رشد مي‌كند اما از آنجا كه نقاط مختلف هر بلور اوليه برف درشرايط مساوي دمايي قرار دارد، اين رشد همزمان و برابر صورت مي‌گيرد.

شايد اين موضوع عجيب و باورنكردني به نظر برسد اما شايد اشاره به يك نكته، اين موضوع را باوركردني كند: در واقع بلورهاي برف چندان كامل متقارن نيستند. براي اطمينان به زير برف برويد و خودتان آزمايش كنيد.

به ندرت ممكن است كريستالي كاملا متقارن پيدا كنيد.

نوشته شده توسط احسان محمدی در شنبه 1387/05/19 و ساعت 14:29

 ادامه مطلب  


فیزیک از آغاز تا امروز در یک کتاب

فيزيك، از آغاز تا امروز در يك كتاب

نويسنده كتاب به خبرنگار خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، گفت: اين كتاب به تاريخچه علم فيزيك پيش از ثبت تاريخ تا زمان حاضر مي‌پردازد و حاصل مطالعه بيش از 60 كتاب داخلي و خارجي و هزاران منبع مستند اينترنتي در مدت 20 سال است
 
حسين جوادي ادامه داد: كتاب حاضر براي مشخص كردن مراحل مختلف تكامل علم فيزيك و توضيح درباره نحوه انديشيدن به پديده‌هاي فيزيكي به رشته تحرير در آمده است.

وي با بيان اين‌كه سعي كرده رويدادهاي تاريخي فيزيك را در تحرير كتاب مد نظر قرار دهد، افزود: اين كتاب، تنها درباره تاريخ فيزيك نيست؛ بلكه در آن به روند تكامل علم فيزيك توجه شده است و زمينه رشد انديشه‌هايي منجر به كشفيات فيزيكي را تشريح مي‌كند.

وي تصريح كرد: در اين كتاب، بحث‌هاي فلسفي در كنار رويدادهاي تاريخي مطرح شده تا فلسفه علم فيزيك، زينت‌بخش محتواي علمي آن شود؛ زيرا درك عميق دانش فيزيك، بدون توجه به روند تاريخي و نگرش‌هاي فلسفي آن، از جذابيت اين دانش بنيادي مي‌كاهد و به همين دليل در بخش‌هايي از كتاب محتواي علمي با تاريخ و فلسفه فيزيك در هم آميخته است تا زواياي تاريك و مبهم فيزيك براي خواننده روشن شود.

اين محقق فيزيك نظري با بيان اين‌كه كتاب در سطحي تهيه شده كه براي تمامي گروه‌هاي سني با هر پايه‌اي از معلومات فيزيكي، مفيد واقع شود، گفت: كتاب حاضر براي دانشجويان رشته‌هاي فيزيك، رياضي و مهندسي مناسب‌تر است و تلاش شده جهت‌گيري مطالب كتاب به گونه‌اي باشد كه انگيزه پژوهش دانشجويان و دانش
اين كتاب به تاريخچه علم فيزيك مي‌پردازد و حاصل مطالعه بيش از 60 كتاب داخلي و خارجي و هزاران منبع مستند اينترنتي در مدت 20 سال است
آموزان را تقويت كند.

جوادي همچنين درباره فصل‌هاي كتاب توضيح داد: هريك از فصول كتاب تكميل كننده فصل قبلي است و پيشنهاد مي شود كتاب با فصل بندي ارائه شده مطالعه شود تا پيوستگي و ارتباط نظريه‌هاي فيزيكي و اهميت آن‌ها مشخص شود.

نوشته شده توسط احسان محمدی در جمعه 1387/05/18 و ساعت 22:32

 ادامه مطلب  


ابر رسانایی supercondutivity و قطارهای سریع السیر

 قسمت اول

همانطور که می دونید در مواد به طور طبیعی اگر درون آنها جریانی برقرار بشه الکترونها در مسیر میدان الکتریکی جاری می شند.و می دانیم در دماهای معمولی ارتعاشات اتمی وجود دارند و الکترونها در اثر برخورد با آنها انرژی از دست می دهند این خاصیت مقاومت الکتریکی نام دارد.مقاومت رسانا ها کم نیم رسانا ها متوسط و نا رسانا ها بی نهایت است.در سال 1911 کامرینگ خاصیت ابر رسانایی در مواد رو کشف کرد و بعدها در سال 1933 با کار های مسینر این شاخه از فیزیک پیشرفت کرد در بعدها با رسیدن به تکنولوژی ساخت ابر رسانا های دمای بالاتر(چون مواد معمولی در دمایی نزدیک به صفر کلوین ابرسانا می شدند که برای این کار نیاز به هیدروژن و هلیم مایع است و پر هزینه است) ساخت ابر رسانا ها خیلی کم هزینه تر شد.اما ابر رساناها به چه دردی می خورداز ابر رساناها در ساخت آهن رباهای ویژه طیف سنجهای رزونانس مغناطیسی هسته وعكسبرداری تشدید مغناطیسی هسته و تشخیص طبی ساخت ژنراتورهایی با حجم هایی تا 6 برابر کمتر و ساخت کلید های قطع و وصل جریانهای بسیار بالا یا بسیار پایین استفاده می شود.یکی از کاربردهای عالی ابر رسانا ها استفاده ازآنها توسط ژاپنی ها در ساخت قطار های سریع السیربود که منجر با ساخت قطار هایی شد که رو بالشتک های هوا حرکت می کردند(اصطکاک به طور چشم گیری کاهش پیدا می کند) و تا سرعت هایی نزدیک 600 کیلومتر در ساعت می رسند(با چنین سرعتی می توان در کمتر از 2 ساعت از اورمیه به تهران سفر کرد). با این مقدمه به ذکر مقاله کوتاهی درموردابرسانایی می پردازیم.

ابررسانایی 

supercondutivity

اگردمای فلزات مختلف را تا دمای معینی(دمای بحرانی) پایین اوریم پدیده شگرفی در انها اتفاق می افتد كه طی ان به ناگهان مقاومتشان را در برابرعبور جریان برق تا حد صفراز دست خواهند داد .وتبدیل به ابررسانا خواهند شد.(البته موادی مانند نقره نیز هستند كه مقاومت ویژه شان حتی در دمای صفر درجه كلوین نیز صفر نمی شود).هرچند در این دما میتوان بسیاری از مواد را ابر رسانا نمود محققا ن برای رسیدن به چنین دمایی مجبورند از هلیم مایع ویا هیدرژن استفاده كنند كه بسیار گرانند .
امروزه ابر رسانایی را در موادی ایجاد می كنند كه دمای بحرانیشان زیادتر از  ۷۷  درجه كلوین است كه برای رسیدن به چنین دمایی از ازت مایع استفاده می كنند كه نقطه جوشش  ۷۷  درجه كلوین است.


● تاریخجه ابررسانایی
ابررسانایی برای اولین باردر سال  ۱۹۱۱  توسط هایك كامرلینگ اونس(۱۹۲۶-۱۸۵۳)مطرح گردید. وی دمای یك میله منجمد جیوه ای را تا دمای نقطه جوش هلیم مایع(۴.۲  درجه كلوین )پایین اوردد و مشاهده نمود كه مقاومت ان ناگهان به صفر رسید. سپس یك حلقه سربی را در دمای  ۷  درجه كلوین ابررسانا نمود و قوانین فارادی را بر روی ان ازمایش كردومشاهده نمود وقتی با تغییر شار در حلفه جریان القایی تولید شود.حلقه سربی برعكس رسانا های دیگر رفتارمی نمایدیعنی پس از قطع میدان تا مادامیكه در حالت ابر رسانایی قرار داردجریان اكتریكی را حفظ می كند. به عبارتی اگریك سیم ابررسانا داشته باشیم پس از بوجود امدن جریان الكتریكی دران بدون مولد الكتریكی ( مثل باطری یا برق شهر )نیز می تواند حامل جریان باشد.
اگر در همین حالت میدان مغناطیس قوی در مجاورت سیم ابررسانا قرار دهیم ویا دمای سیم را با لاتر از دمای بحرانی ببریم جریان در ان بسرعت صفر خواهد شد چون دراین حالتها سیم را از حالت ابررسانایی خارج كرده ایم .اقای اونس با همین كشف جایزه نوبل فیزیك در سال  ۱۹۱۳  را از ان خود نمود.

 دمای گذار به ابر رسانایی 
دمایی که یک ابر رسانا در آن دما مقاومت خودش را از دست می‌دهد، دمای گذار یا دمای بحران ابر رسانا نامیده می‌شود. هر چند ناخالصیهای مغناطیسی دمای گذار TC  را پایین می‌اورند، ولی در حالت کلی دمای گذار TC  به مقادیر کم ناخالص زیاد حساس نیست. البته تحقیقات در درجات حرارت پایینتر ممکن است ابر رساناهای جدیدی را بشناساند، اما دلیل اساسی برای این که تمام فلزات حتی در صفر مطلق باید خاصیت ابر رسانایی از خود نشان دهند وجود ندارد. با وجود این باید توجه کرد که ابر رسانایی پدیده نادری نیست. حدودا نصف عناصر فلزی ، معلوم شده است ابر رسانا هستند و به علاوه تعداد زیادی از آلیاژها نیز ابر رسانا می‌باشند.

ممکن است یک آلیاژ حتی اگر از دو فلزی که هیچکدام خود نشان ابر رسانا نیستند تشکیل شده باشد، ابر رسانا باشد. ابر رسانایی ممکن است توسط هادیهایی که فلز به مفهوم عادی نیستند نیز نشان داده شود. برای مثال مخلوط نیمه هادی اکسیدهای با سیم و سرب و بیسموت یک ابر رسانا می‌باشد و همچنین پلمیر پلیسولنور نیتروژن شیمیایی NX  در حدود  0.3  درجه کلوین ابر رسانا شده است

نوشته شده توسط رضا کشتکار زیارانی در پنجشنبه 1387/05/17 و ساعت 20:45

 

 ادامه مطلب  


مغناطیس

تاریخچه

علم مغناطیس از این مشاهده که برخی سنگها )ماگنتیت(  تکه‌های آهن را جذب می کردند سرچشمه گرفت. واژه مغناطیس از ماگنزیا یا واقع در آسیای صغیر ، یعنی محلی که این سنگها در آن پیدا شد، گرفته شده است. زمین به عنوان آهنربای دائمی بزرگ است که اثر جهت دهنده آن بر روی عقربه قطبهای آهنربا ، از زمانهای قدیم شناخته شده است. در سال1820 اورستد کشف کرد که جریان الکتریکی در سیم نیز می‌تواند اثرهای مغناطیسی تولید کند، یعنی می‌تواند سمت گیری عقربه قطب نما را تغییر دهد

در سال 1878 رولاند (H.A.Rowland) در دانشگاه جان هاپکینز متوجه شد که یک جسم باردار در حال حرکت (که آزمایش او ، یک قرص باردار در حال دوران سریع بود) نیز منشاأ اثرهای مغناطیسی است. در واقع معلوم نیست که بار متحرک هم ارز جریان الکتریکی در سیم باشد.


 البته دو علم الکتریسیته و مغناطیس تا سال 1820 به موازات هم تکامل می یافت اما کشف بنیادی اورستد و سایر دانشمندان سبب شد که الکترومغناطیس به عنوان یک علم واحد مطرح شود. برای تشدید اثر مغناطیسی جریان الکتریکی در سیم می‌توان را به شکل پیچه‌ای با دورهای زیاد در آورد و در آن یک هسته آهنی قرار داد. این کار را می‌توان با یک آهنربای الکتریکی بزرگ ، از نوعی که معمولا در پژوهشگاههای برای کارهای پژوهشی مربوط به مغناطیس بکار می‌رود، انجام داد.



تولد میدان مغناطیسی

دومین میدانی که در مبحث الکترومغناطیس ظاهر می شود، میدان مغناطیسی است. این میدانها و به عبارت دقیقتر آثار این میدانها از زمانهای بسیار قدیم ، یعنی از همان وقتی که آثار مغناطیسهای طبیعی سنگ آهنربا (Fe3O4 یا اکسید آهن III ) برای اولین بار مشاهده شد، شناخته شده‌اند. خواص شمال و جنوب یابی این ماده تاثیر مهمی بر دریانوردی و اکتشاف گذاشت با وجود این، جز در این مورد مغناطیس پدیده ای بود که کم مورد استفاده قرار می گرفت و کمتر نیز شناخته شده بود، تا اینکه در اوایل قرن نوزدهم اورستد دریافت که جریان الکتریکی میدان مغناطیسی تولید می‌کند.

این کار تواأم با کارهای بعدی گاؤس ، هنری . فاراده و دیگران نشان دادند که این شراکت واقعی بین میدانهای الکتریکی و مغناطیسی وجود دارد و این دو توأم تحت عنوان میدان الکترومغناطیسی حضور دارند. به عبارتی این میدانها به طرز جدایی ناپذیری در هم آمیخته شده‌اند

بقیه در ادامه مطلب...

نوشته شده توسط احسان محمدی در پنجشنبه 1387/05/17 و ساعت 6:36

 ادامه مطلب  


سپهسالار عشق

به مناسبت ولادت حضرت ابوالفضل (ع)

مقدمه

زندگانى حضرت ابوالفضل(ع) دائرة ‏المعارفى است كه چگونه زیستن و آگاهانه رفتن را به ما مى‏آموزد و فرصت دستیابى به مقام آدمیت را هموار مى‏سازد.

در این نوشتار، از رهگذر تربیت عباس(ع)، پرتوى از فروغ معنویت امام على(ع) و جلوه‏اى از روشنى ولایت ام ‏البنین علیها السلام  در پرورش فرزند، نصیب انسان مى‏شود و آینه‏ اى از روشنایى فضایل حضرت ابوالفضل (ع) دیدگان آدمى را نورانى مى‏كند.

با هم به مدینه مى‏رویم تا از كوچه  بنى‏هاشم به سراى امیرمؤمنان (ع) پاى دل گذاریم و از آغازین لحظه ‏هاى زندگانى پور دلبندش عباس(ع) با او همراه شویم.


طلوع ماه در مدینه

زمین مدینه با نیم ‏نگاه خورشید روشنایى مى‏گرفت و تابش طلایى آفتاب، جمعه، چهارمین روز شعبان سال‏26 هجرى را نورى دیگر مى‏بخشید.(1) بلور دل هاى شیفتگان امیرالمؤمنین على(ع) لبریز از شور و عشق شده بود و آغوش كوچه  بنى‏هاشم به روى زائران خانه  حضرت  گشاده مى‏نمود. چهره علاقه ‏مندان اهل بیت علیهم السلام  را شبنم شادى فرا گرفته بود و براى دیدار نورسیده مولاى خویش بر یكدیگر پیشى مى‏گرفتند. شور و هلهله خانه على(ع) و فاطمه كلابیه‏ را فرا گرفته بود و نگاه همگان به سخاوت لبان مولا بود تا انتخاب نام طفل را نظاره كنند و شیرینى اولین كلام او را بیابند.

در این هنگام مادر كودك، ام ‏البنین علیهاالسلام  نوزاد را به على(ع) تقدیم كرد. امام فرزند دلبند خود را به سینه چسباند، با صدایى آسمانى در گوش راست فرزند، اذان و در گوش چپش اقامه گفت تا در گلستان وجود او شاخسار ایمان و عشق به «توحید» و «نبوت‏» نمایان شود؛ تا از بلنداى همتش آبشار شوق به «امامت‏» جارى شود و تا همیشه ایام در سایه ‏سار «ولایت‏» سروى سبز باشد. (2)

چون نسیم اذان و اقامه بر روان پاك و سپید طفل وزید، امام(ع) با واژه‏اى مهرآفرین و روح ‏افزا، نام فرزند را بر لب آورد: «عباس‏» یعنى شیر بیشه شجاعت و قهرمان میدان نبرد.  دلاورى از شجاعان اسلام و قهرمانى كه در برابر باطل و ستم، عبوس و خشمگین است و در مقابل خیر و نیكى، شادان و متبسم.(3)

رواق چشمان اطرافیان را هاله ‏اى از عشق و امید فرا گرفته بود. فاطمه كلابیه بیش از دیگران از خشنودى امام على (ع) شادمان و خرسند بود.

در این لحظه، الماس بوسه على(ع) بر بلور وجود طفل نشست و پیكر كوچك عباس با اولین نوازش و عاطفه آشنا شد؛ اما این شادمانى لحظاتى بعد با توفان غم درهم پیچیده شد. ناگهان گوهر اشك از دیدگان امیرمؤمنان(ع) پدیدار شد، صداى گریه آن حضرت دلها را مالامال از اندوه ساخت و فرمود: (4) گویا مى‏بینم این دستها یوم الطف (5) در كنار نهر فرات در یارى برادرش حسین از بدن جدا خواهد شد.


هفتمین روز میلاد

حضرت على(ع) در هفتمین روز میلاد، فرزند دلبند خود را طلب نمود. طبق سنت پسندیده اسلام، موهاى زیبایش را تراشید و هم وزن آنها، طلا یا نقره به مستمندان داد.(6) سپس گوسفندى، به عنوان عقیقه، ذبح كرد تا به بركت آن صدقات و این قربانى، پیكر پاك عباس عزیز پا برجا و سالم ماند و ایام زندگانى‏اش طوباى بركاتى جاودان شود.(7)

گفتار امام(ع) و نام حماسى نوزاد، دفتر طلایى خاطرات او را در مقابل دیدگان آشنایان مى‏گشود. از این ‏رو بر بینش على(ع) آفرین مى‏گفتند و انتخاب عقیل را مى‏ستودند.

آنها از روزى یاد مى‏كردند كه امیرمؤمنان(ع) برادرش عقیل را طلبید تا از بلنداى «علم انساب‏» نگاهى به قبایل مختلف بیافكند، خانواده ‏اى شجاع را انتخاب كند و انگشت اشاره بر بانویى پاك و عفیف ‏نهد تا فرزندانى دلاور، سرآمد و شیردل به دنیا آورد.

پس از مدتى تحقیق و ژرف نگرى، عقیل « فاطمه كلابیه‏» (ام ‏البنین) را برگزید.

 

 بقیه در ادامه مطلب...

نوشته شده توسط رضا کشتکار زیارانی در چهارشنبه 1387/05/16 و ساعت 12:28

 ادامه مطلب  


مصاحبه با مهندس كسرايي پيرامون فلسفه علم

اغلب كساني كه  مقالات فلسفه علم و موضوعات مرتبط با آن را دنبال مي كنند و يا بر روي شبكه به دنبال مقالات فارسي با موضوعات متعدد فلسفه علم مي گردند با آثار مهندس كسرايي آشنايي دارند. كسرايي نويسنده و پژوهشگر دانش آموخته مهندسي مكانيك  در حرارت و سيالات  از سالهاي نخست ورود به دانشگاه به مطالعه فلسفه روي آورد و در ادامه  به طور جدي به  فلسفه علم پرداخت.  از وي مقالات متعددي در نشريات داخلي و خارجي  منتشر گرديده  كه  غالباً در ارتباط با تلفيق فلسفه  و ترموديناميك مي باشد.  كسرايي هم اكنون پس از چند سال تحقيق و پژوهش در اروپا و امريكا به ايران بازگشته و در تهران به فعاليتهاي پژوهشي و شركت در طرحهاي تحقيقاتي اشتغال دارد.

گفتگوي حاضر بخشي از متن مصاحبه دوستانه اي است با وي كه براي نخستين بارمنتشرميگردد.

  

 براي آغاز گفتگو بهتر است چارچوبي از قواعد اطلاق مفاهيم معين كنيم تا پرسش و پاسخ واضحي هم به لحاظ لفظي و هم معنايي داشته باشيم.

 

 بله اصولاً در هر مباحثه فلسفي در ابتداي امر  بايد دقيقاً بدانيم كه مي خواهيم راجع به چه چيزي صحبت بكنيم تا مسير گفتگو به جدل بي حاصل هرمنوتيكي وارد نشود. 

 

  يكي از مسائلي كه شما در نوشته هايتان مطرح كرديد تحليل نحوه عمل ذهن بر پايه مسائل روانشناختي در فرايند استدلال است و بحثهايي كه راجع به رد تعميم استقرايي كه به لحاظ منطقي داشته ايد. مايلم گفتگو را با اين پرسش آغاز كنيم.

 

 بطور كلي روشهاي علمي را مي توان به دو روش اصولي تقسيم كرد. يكي همان روشهاي استقرايي كه شخص با مطالعه و تعمق در جزئيات و همچنين مثالهايي كه عمق تئوري كلي را نشان ميدهد از طريق مثالها و مطالعه حالت هاي خاصي به يك قانون كلي مي رسد و ديگري روش قياسي كه در آن از قانون كلي به مثالها و موقعيتهاي خاص ميرسيم. روش استقرايي در واقع يك روند طبيعي در شيوه تفكر آدمي به حساب مي آيد.در روشهاي قياس از تئوري به مثالها و حالات خاص مي رسيم و در روش استقرايي  تسلسل رشته هاي تفكر از جزء به كل و در روش قياسي تسلسل از كل به جزء است. فلسفه استقرايي قديم مانند منطق استوارت ميل ماهيت و دامنه استقراء را بسيار محدود تصور ميكرده. حقيقتاً هم گستره عمل استدلال استقرايي خيلي نمي تواند وسيع باشد.

 

اينكه توان حجت استقرايي را به قاعده نرخ پايه در روانشناسي نسبت داده ايد موجد اشكال در اصالت استدلال استقرايي (استدلالي كه به هر حال بنيان اساسي مطالعه علوم را تشكيل مي دهد) نمي شود؟ 

 

 ببينيد در هرعلمي يك مجموعه از امور واقع (facts) داريم كه تا حد امكان قوانين كلي آنها به هم وابسته هستند. اين امور به صورت يك سري استنتاج از آن قوانين جلوه ميكنند. اين نكته دست كم در مورد پيشرفته ترين علوم مانند رياضيات صدق مي كند. اما واقعيت اين است كه اين قوانين از آن امور استقراء شده اند. هرگز نمي توان گفت كه فلان امر, فلان قانون را اثبات مي كند. بايد گفت كل آن امور كل آن قوانين را اثبات مي كند يا بهتر است بگوييم محتمل مي كند. براي بررسي منطق استدلال قياسي و استقرايي و  تحليل شيوه ذهن و تداعيهاي حافظه همچنين نبايد جنبه هاي روانشناختي استدلال كردن (to reason) را فراموش كنيم. زنجيره ي انديشه هاي ما غالباً يك شكل حجت (Argument) دارد كه در آن گزاره اي در نقش حكم (claim) يا نتيجه (conclusion) است كه ما در پي استنتاج (to draw) آن هستيم و بقيه گزاره ها دلايل حكم يا مقدمات (premises) نتيجه محسوب مي شود. قواعد منطق جوابگوي همه وجوه استدلال قياسي نيستند . اين قواعد را فقط شكل گزاره ها فرا مي خوانند اما توانايي ارزيابي حجت قياسي غالباً تابع محتواي گزاره ها هم هست. منطق دانان ميگويند حجت معيني به رغم آنكه با منطق قياسي سازگار نيست باز هم ممكن است نادرست نباشد. اين قبيل حجت ها از توان استقرايي  (Inductive strength) برخوردارند. يعني مي گويند در صورت صادق بودن مقدمات,  نامحتمل است كه نتيجه كاذب باشد. ما مدام سرگرم ساختن و ارزيابي حجت هاي استقرايي هستيم. بايد پرسيد آيا آدمي در اين موارد همانند منطق دانان و رياضي دانان بر قواعد نظريه احتمالات تكيه ميكند؟ يكي از اين قواعد كه به بحث ما مربوط مي شود و راجع به استقرا طرح كرده ام قاعده نرخ پايه rate base است كه شما به آن اشاره كرديد. طبق اين قاعده, احتمال تعلق شيء به يك طبقه ,متناسب با تعداد اعضاي آن طبقه (يعني بالا بودن نرخ پايه) است. بنابراين پشتوانه استقراء, احتمالات است و نه امور يقيني. منطق دانان نيز معتقدند منطق استقرايي بايد بر نظريه احتمالات تكيه كند. طي سلسله آزمايشهاي هوشمندانهء روشهاي رهنمودي heuristics نشان داده شده است كه مردم در قضاوتهاي استقرايي خود از قواعد نظريه احتمالات تخطي ميكنند. مخصوصاً تخطي از قاعده نرخ پايه كه بسيار رواج دارد.

 

نوشته شده توسط احسان محمدی در سه شنبه 1387/05/15 و ساعت 12:59

 ادامه مطلب  


میلاد عشق...

امشب بهشت و گلشن رضوان مزین است ، امشب رواق منزل جانان مزین است.

امشب عرش وزمین برای جشن ، غرق زیور و جبرئیل درآسمان و زمین در حال صعود و نزول.

درهای آسمانی گشاده و بر بام عرش، پرچم رحمت در اهتراز.

ملائک کمر به خدمت بسته و در حال آمد ورفت.

یا حسین1

شب است و زمین نور باران، گویا خورشید هم منتظر است.

چشم بود و افق بی انتهای آسمان ، گوش بود و نغمه بی پایان ملکوت .

خدایا ارض و سماء را چه شده که اینگونه در هیجانند ؟

بیا دل را به گلستان مدینه ، خانه فاطمه ببریم .

اینجا چه خبر است که همه اهل بیت جمع اند و منتظر؟

احمد و علی (علیهما السلام ) را بنگر که چگونه چشم به فاطمه دوخته اند.

آه گوش کن صدای دلنواز نوزادی را نمی شنوی ؟

آری انتظار به پایان رسید و دومین فرزند علی و فاطمه ( علیهما السلام )، نور چشم پیامبر به دنیا آمد ، ملائک را ببین که با آب کوثر شستشویش می دهند .

 آنطرف را بنگر حوران رضوان ، حریر بهشتی آورده اند تا فرزند فاطمه را با آن بپوشانند.

به راستی کدام دل است که از لبخند چشمان نازنین و نگاه عرشی آن نوزاد ، به تلاطم در نیاید ؟!

نبی کودک را به دامان گرفته ، از عرش ندا می رسد که نامش را" حسین " بگذار. او را به سینه می چسباند ومی بوید.

شادی و شعف خانه علی (ع) را پر نموده، ملائک ندا می دهند:

به به ازاین شکوفه باغ محمدی       به به ازاین چراغ فروزان احمدی

 

نوشته شده توسط رضا کشتکار زیارانی در دوشنبه 1387/05/14 و ساعت 11:33

 ادامه مطلب  


مطالب پیشین

نوبل فيزيك 2009
بزرگترین هلی کوبتر جهان
شکست شکست شکست

فیزیکدانان به چند دلیل نمی توانند بخوابند
گزيده سخنان امام رضا(عليه السلام)

تماشا کنید
موتور های وانکل
تك ‌قطبي مغناطيسي، نويدبخش پايان فيزيك؟
تصاویر شگفت انگیز تلسکوپ هابل از فضا
زندگي
ايجاد دومين كارخانه غني سازي ايران
فیزیک هسته ای
اعجاز علمی قرآن کریم(مرتبط با نجوم)


درباره


خدايا!بازى هاى زندگى آنقدر جذاب و فريبنده اندكه دل ها را مسحور مى كنند،چشم ها را مجذوب و روح را مسخ.گاهى به اين فكر مى كنم كه اين بازى ها را براى آن در زندگى مان قرار دادی تا مقاومت مان را در بوته آزمايش قرار دهى.پروردگارم!همين جا با همه وجود از تو درخواست مى كنم، دلها را آنقدر بزرگ كنى كه هيچ بازيچه اى قادر به فريفتنش نباشد.دلها را از آن خود كن،براى هميشه...
/به وبلاگ رسمی دانشجویان فیزیک دانشگاه علم و صنعت ایران خوش آمدید/

لوگوی ما
► فیزیک دانشگاه علم و صنعت ایران√ ◄


جستجو

  

 

پیوند های روزانه
**چراغ راه بهشت**

تمام لينکها

 

پشتیبانی

                                                      



صفحه اصلي |  پست الکترونيک |  اضافه به علاقه مندي ها | ذخيره صفحه | طراح قالب

 

Powered By Theme-Designer.Com Copyright © 2009 by Ali Bahnamfar